تبلیغات
***درایران***
دیدم ببین // 02:12 ق.ظ - یکشنبه 27 آذر 1390

Life in a Day

شده که دوست داشته باشید که از کار و زندگی یکی سر در بیاریید؟ خب مطمئنا این کار نه منطقی ست و نه مرقوم به صرفه و یک جورایی کاملا غیراخلاقی نیز می‌باشد و کالا جاسوسی ست

اما اگر می‌خواهید بدانید باقی انسان‌ها چگونه زیست می‌کنند، کی از خواب بیدار می‌شوند، چه می‌خورن، طول روز چه‌می‌کنند، وقتی خوشحال‌اند چه می‌کنند یا وقتی غمگین‌اند چه، دغدغه ذهنیشان چیست، از چه متنفرن، آیا اون‌ها هم درد را حس می‌کنند؟ از چه چیزی بیش‌نر می‌ترسند؟ مستند “زندگی در یک روز” (Life in a Day) را ببینید  تا سهیم شوید در حس تمام احساسات انسان. مستندی که با خلاقیت “کوین مک‌دونالد” و ابتکار سایت “یوتیوب” ساخته شد. داستان از این قرار هست که یوتیب از تمام مردم جهان خواست تا در یک روز تعیین شده (۲۴ جولای ۲۰۱۰- ۲ مرداد ۱۳۸۹) از خودشان و زندگیشان فیلم تهیه و ارسال کنند که بیش از ۸۰ هزار نفر از ۱۹۲ کشور مختلف ۴۵۰۰ ساعت فیلم تهیه کردند و برای این وب سایت فرستادند.

از ایران ویدئویی نیست که کاملا طبیعی ست از آنجایی که این سایت در بلاد ما بلکل غیرقابل دسترس می‌باشد(; خو ملت از کجا بدونن

هرچند این ما هستیم که غیر قابل دسترس ایم

شاید بشود گفت که انتخاب ودیدئوها تا حدودی جهت‌دار هست اما مستند خط و مشی خاصی را دنبال نمی‌کند و قصد توجیه و یا انکار مطلبی را ندارد و حتی گاهی به نظر شاهد تناقضات مختلفی هستیم – به علت تنوع تولیدکنندگانش-

دیگر اینکه در کل مستند یک قطعه شعر سه بار اجرا می‌شود که اول بار آدم را غرق احساس و عواطف ناب می‌کند؛ حس تازه متولد شدن و وجود داشتن و بودن. اما دیگر بار کلی ترس و اضطراب است که به جان آدم رخنه می‌کند آدم می‌خواهد یکی منجی بیایید، بیایید تا ما را از دست خودمان و کارهایمان خلاص کند. و آخر بار که آخر فیلم نیز هست آدم را بلکل به فکر فرو می‌برد. می‌گه:

I wanna drink from the clearest water

I wanna eat the things I ought to

Im just one, I know

But I feel strong, you know

I wanna reach the greatest mountain

Climb if I want without all the shouting

Im just one, I know

.

.

.




برچسب ها : فیلم , معرفی فیلم , مستند , درام , Life in a Day , Kevin Macdonald ,

دیدم ببین // 11:39 ق.ظ - پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390

The Truman Show

تصور کنید که یکه و تنها سوار بر قایقی بادبانی در آبی بی‌کران اقیانوس در حرکت‌اید. که ناگهان متوجه می‌شوید نه دریا و اقیانوسی در کار بوده و نه حتی کرانی و همه چیز مصنوعی و دروغین بوده و شما سوپر استار فیلمی بوده‌اید که میلیون‌ها تماشاگر داشته! فیلم زندگیتان، لحظه به لحظه.

طی چندین و چند سال این ابتدایی‌ترین ذهنیت من قبل از دیدن کامل فیلم نمایش ترومن بوده و فکر می‌کردم با یک فیلم در ژانر مخ ترید کن طرفم – مثل فیلم “دیگران The Others -” که در واپسین دقایق متوجه می‌شویم آنچه می‌پنداشتیم از اساس غلط بوده است.- اما به پیشنهاد –اصرار- جناب همسایه این بار از اول تا آخر فیلم را دیدم و ملتفت شدم که بلعکس گارگردان از همان ابتدا دست خود را باز گذاشته است و ما می‌دانیم که داستان از چه قرار است.

نمایش ترومن داستان مردی ست راستین که از بدو تولد توسط یک شرکت فیلم سازی خریداری می‌شود(!) و به خیال خود انسانی است معمولی ساکن یک جزیره، کارمند جزء بیمه که باید قسط ماشین و خانه‌اش را بدهد و شوهری که باید به تعریف و تمجیدهای الظاهر بی‌مفهوم همسرش از اجناسی که خردیده گوش دهد.

اما ترومن مثل هر انسانی یک آرزو خطرناک دارد! و آن کشف درستی و راستی است، انسانی که نمی‌تواند چشمه‌های چیستایی و چرایی وجودش را بخشکاند و در دل آرزو  مکاشفت دنیای را دارد که پر شده از تناقظ و القای ترسهای واهی تا مانع رسیدن او به عشقش شود و این عشق، عشقی که همیشه سعی در بیاد آوردن و پیدا کردنش می‌کرده است نهایتا راه خلاصی از این دنیای ساختگی و مجازی را نشان می‌دهد…

یکی از جنبه‌های انتقادی فیلم نسبت به رسانه‌ها و جهان سرمایه داری است که سعی می‌کنند جهان را آنطور به نمایش بگذارند که خود می‌پسندند و ترومنی که همانا نماد انسان امروزی ست باید مبحوس در جزیره‌ی اندیشه صاحبان قدرت بماند. آن‌هایند که آزادی تفکر و رهایی تا اکتشاف خود را تنها زمانی تاب می‌آورند که مفهومی جز خاسته‌ها و تمایلات آنها نداشته باشد.

به گمانم عمده ویژگی این فیلم ۶۰ میلیون دلاری که باعث می‌شود مدت‌ها یاد و خاطره‌ی آن در ذهن مخاطب بماند فیلم نامه بکر و خلاقانه‌ی آنره نیکل ( Andrew Niccol ) باشد که نامزد اسکار نیز شد. البته پیتر وییر ( Peter Weir ) کارگردان و اد هریس ( Ed Harris ) بازیگر نقش کریستوف نیز نامزد اسکار شدند اما جیم کری ( Jim Carrey ) علی‌رغم نقش آفرینی متفاوتش در نقش ترومن توفیق چندانی نداشت.

یکی از صحنه‌های جالبناک فیلم تبلیغات مستتر در فیلم بود مثل آن برادران دوقلو که هر روز رندانه ترومن را به گوشه‌ی تابلوی تبلیغات می‌کشاندند و یا تبلیغات معکوسی که منکر سفر بود و سفر را کاری خطرناک می‌دانست (در آژانس هواپیمایی برروی پوستر یک هواپیما که به آن صاعقه برخورد کرده بود نوشته‌اند “برای شما هم ممکن است اتفاق بیفتد!”)

خلاصه اگر این فیلم را ندیده‌اید حتما ببینید!

و اما جمله معروف و پایانی ترومن:

Good morning, and in case I don’t see ya, good afternoon, good evening, and good night!




برچسب ها : فیلم , The Truman Show , نمایش ترومن , جیم کری ,

دیدم ببین // 06:29 ق.ظ - سه شنبه 24 اسفند 1389

Micmacs à tire-larigot

یادمه حدود ده، یازده سال پیش زمانی که هزاره و قرن جدید آغاز می‌شد؛ مدیر مدرسمون که با حفظ سمت ناظم هم بود ابراز امیدواری می‌کرد که قرن جدید قرن صلح و آشتی و عاری از کشت و کشتار باشد اما مگر می‌شود این موجود دوپاه‌ی کم ظرفیت از منافعش بگذرد به ویژه زمانی که در موضع قدرت قرار دارد؟! نمونه‌ی اخیرش دسته گل‌های قذافی و حمایت‌های آشکار و پنهان غرب. آدم‌های از خود راضی که برای نایل شدن به مقاصدشان دیوانه‌وار دست به هر کاری می‌زنند ولو به قیمت جان دیگران! مگر نه این که باید گذاشت و گذشت؟! 

قصد ندارم سیاست ببافم، فقط موقعیت را مناسب دیدم برای معرفی فیلمی در ژانر کمدی، جنایی، سیاسی از ژان پیر ژونه (گارگردان امیلی پولن) داستان فیلم در مورد انتقام‌گیری از دو شرکت اسلحه سازی است البته نه آن انتقامی که در فیلم‌های آمریکایی می‌بینیم، و قهرمانان فیلم نه سوپرمن‌اند نه اسپایدرمن، تنها یک مشت بی‌خانمان‌اند که در زباله‌دان آهن‌آلات زندگی می‌کنند. (بی‌خانمان‌اند اما احمق نیستند که به شعور نداشته‌یشان بخندیم)

شاید تعجب کنید و بگویید که چطور می‌شود از زندگی بی‌خانمانان فیلم کمدی ساخت، در جواب باید بگویم که تجربه‌ی بالا کارگردان و دقت در ریزه‌کاری‌ها و جزئیات و نورپردازیی که ما را به یاد امیلی می‌اندازد همه و همه باعث شده تا زشت‌ترین مناظر نیز زیبایی خیره کننده‌ای داشته باشند و اثر گیرایی ایجاد شود که کمتر نظیر آن را دیده باشیم. با این وجود با اقبال عمومی چندانی روبه‌رو نشد؛ شاید به دلایل سیاسی، چون عملاً سارکوزی را همدست دلالان سلاح معرفی می‌کند.

می‌خواستم از چند تا از سکانسهای فیلم را تعریف کنم اما دلم نیومد چون همش بنظرم جالبناک بود و از همه جالبتر صحنه‌ی انفجار و تاثیرات موج انفجار…
ببینید و لذت ببرید. همین.




برچسب ها : میکمکس , فرانسه , فیلم ,

آخرین مطالب
» پروژه UML: تحلیل فروشگاه اینترنتی ( دوشنبه 11 شهریور 1392 )
» کجایی ( یکشنبه 27 مرداد 1392 )
» Life in a Day ( یکشنبه 27 آذر 1390 )
» فرشته‌های بی‌بال ( پنجشنبه 10 آذر 1390 )
» WouldntItBeLoverly ( جمعه 13 آبان 1390 )
» ای بد بد بد ( پنجشنبه 7 مهر 1390 )
» ۲۷۰+۹۰ ( چهارشنبه 23 شهریور 1390 )
» شکرت ( سه شنبه 15 شهریور 1390 )